
| آخرین به روز رسانی: سه شنبه 7 مهر 1405 |
| آخرین به روز رسانی: سه شنبه 7 مهر 1405 |
جلیل جعفری، مترجم ادبی و فعال رسانه، در یادداشتی نوشت: به همین دلیل، مفهوم سفر در شعر و نثر پارسی حضوری گسترده دارد و بسیاری از شاعران و نویسندگان از سفر به عنوان موضوعی ادبی، اخلاقی، عرفانی و اجتماعی بهره گرفتهاند. از این منظر، میتوان گفت ادبیات پارسی خود نوعی میراث گردشگری است که از طریق آن میتوان با شهرها، سرزمینها، فرهنگها و آداب و رسوم گذشته ایران و جهان آشنا شد.
در ادبیات کلاسیک پارسی سفر اغلب با تجربه، پختگی و آگاهی پیوند خورده است. سعدی شیرازی نمونه برجسته شاعری است که بخش مهمی از زندگی خود را در سفر گذراند. او در آثار خود، بهویژه گلستان از سفرها و دیدارهایش با مردم سرزمینهای مختلف سخن گفته است. سعدی در سفر با گروههای مختلف اجتماعی آشنا شد و تجربههای خود را در قالب حکایتهای کوتاه و آموزنده ثبت کرد. بنابراین، گلستان را میتوان افزون بر یک اثر ادبی و اخلاقی، نوعی سفرنامه فرهنگی نیز دانست. خواننده از خلال حکایتهای سعدی با شهرها، مردم، شیوه زندگی، روابط اجتماعی و حتی باورهای گوناگون آشنا میشود.
سعدی در یکی از مشهورترین بیتهای خود درباره ارزش سفر میگوید: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی/صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی.
در این بیت، سفر وسیلهای برای رشد و پختگی انسان معرفی شده است. انسان با دیدن جهان و آشنایی با تجربههای دیگران، نگاه گستردهتری پیدا میکند و از محدودیتهای فکری و فرهنگی خود فاصله میگیرد. این نگاه سعدی به سفر، با مفهوم امروزی گردشگری فرهنگی نیز ارتباط قابل توجهی دارد زیرا گردشگر تنها برای دیدن بناها و مناظر سفر نمیکند بلکه با فرهنگ و شیوه زندگی مردم مقصد نیز آشنا میشود.
در آثار مولانا نیز سفر جایگاهی مهم دارد اما بیشتر در معنای عرفانی و درونی. در مثنوی معنوی سفر انسان از خود به سوی حقیقت بارها به شکلهای گوناگون بیان شده است. مولانا نشان میدهد که گاهی مهمترین سفر سفری درونی است؛ سفری که انسان را از ناآگاهی به شناخت میرساند. بنابراین، در ادبیات پارسی مفهوم گردش و سفر تنها به جادهها و سرزمینهای بیرونی محدود نیست بلکه میتواند سفری روحانی و معنوی نیز باشد.
حافظ نیز اگرچه مانند سعدی سفرنامهای به معنای معمول ارایه نکرده است؛ در شعر او نام شهرها و مکانهای مختلف دیده میشود. شیراز، اصفهان، سمرقند و بسیاری از مکانهای دیگر در شعر پارسی نه فقط به عنوان نقاط جغرافیایی بلکه به عنوان نمادهایی از زیبایی، عشق، فرهنگ و خاطره حضور دارند. مشهورترین نمونه، بیت معروف حافظ است: اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را/به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را.
در اینجا نام شهرهای سمرقند و بخارا علاوه بر ارزش ادبی تصویری از جهان فرهنگی گستردهای را به ذهن خواننده میآورد. چنین ابیاتی نشان میدهد که شعر پارسی چگونه میتواند جغرافیای فرهنگی جهان ایرانی را به نسلهای بعد منتقل کند.
از سوی دیگر، شاهنامه فردوسی نیز سرشار از سفرها، کوچها، جنگها و عبور شخصیتها از سرزمینهای مختلف است. پهلوانان شاهنامه در مسیر داستان با شهرها و اقوام گوناگون روبهرو میشوند. این جابهجاییها، تصویری از گستره جغرافیایی و فرهنگی ایران در ذهن مخاطب ایجاد میکند. اگرچه هدف اصلی شاهنامه گردشگری نیست، اما امروزه میتوان بسیاری از مکانهای مرتبط با داستانهای شاهنامه را به عنوان بخشی از گردشگری ادبی معرفی کرد.
یکی دیگر از نمونههای مهم، سفرنامه ناصرخسرو است. ناصرخسرو در سفرنامه خود، مشاهداتش از شهرها و سرزمینهایی را که دیده، با دقت ثبت کرده است. او درباره بناها، بازارها، جمعیت، راهها، آداب و رسوم و شرایط اجتماعی مناطق مختلف سخن میگوید. ارزش این اثر تنها ادبی نیست؛ بلکه از نظر تاریخی و جغرافیایی نیز اهمیت فراوان دارد. سفرنامه ناصرخسرو به ما کمک میکند تا تصویری از شهرها و جوامع قرن پنجم هجری داشته باشیم. از این جهت، میتوان آن را یکی از نمونههای برجسته پیوند میان سفر، مشاهده و ادبیات دانست.
در دوران معاصر نیز موضوع سفر و گردش در شعر پارسی ادامه یافته است. شاعران نوگرا مانند نیما یوشیج، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد به شکلهای متفاوتی از طبیعت، شهر، جاده و حرکت سخن گفتهاند. بهویژه در شعر سهراب سپهری سفر جایگاهی ویژه دارد. او در آثار خود انسان را به دیدن جهان با نگاهی تازه دعوت میکند. در شعر او سفر میتواند راهی برای کشف زیباییهای ساده طبیعت و رهایی از نگاههای عادتکرده باشد. سهراب در شعر معروف خود میگوید: «چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.»
این نگاه با گردشگری مسئولانه و فرهنگی امروز نیز ارتباط دارد زیرا سفر زمانی ارزشمندتر میشود که گردشگر بتواند مقصد را با ذهنی باز ببیند و به فرهنگ، طبیعت و زندگی مردم آن احترام بگذارد.
ادبیات پارسی همچنین میتواند زمینهای مناسب برای توسعه گردشگری ادبی باشد. گردشگری ادبی نوعی از گردشگری فرهنگی است که در آن افراد برای دیدن مکانهای مرتبط با شاعران، نویسندگان و آثار ادبی سفر میکنند. شهرهایی مانند شیراز، مشهد، نیشابور، توس و تهران، هر یک با چهرههای ادبی مهمی ارتباط دارند. آرامگاه حافظ در شیراز، سعدی در شیراز، فردوسی در توس و خیام در نیشابور نمونههایی از مکانهایی هستند که ادبیات و گردشگری را به یکدیگر پیوند میدهند.
این مکانها تنها بناهای تاریخی نیستند بلکه بخشی از هویت فرهنگی و ادبی جامعه به شمار میروند. گردشگری ادبی میتواند با معرفی آثار شاعران و نویسندگان، نسل جوان را به مطالعه ادبیات علاقهمند کند و در عین حال به رونق اقتصادی و فرهنگی شهرهای تاریخی کمک کند.
در نهایت، رابطه گردشگری و ادبیات پارسی رابطهای دوسویه است. از یک سو، سفر و دیدن جهان به شاعران و نویسندگان الهام بخشیده و آثار ارزشمندی پدید آورده است. از سوی دیگر، همین آثار امروزه انگیزهای برای سفر به مکانهای تاریخی و فرهنگی ایجاد میکنند. وقتی گردشگری با ادبیات همراه میشود، بناها و شهرها معنایی فراتر از ظاهر خود پیدا میکنند. یک باغ در شیراز تنها یک باغ نیست بلکه میتواند یادآور حافظ باشد. توس تنها یک شهر تاریخی نیست نام فردوسی و شاهنامه را در ذهن زنده میکند. نیشابور نیز با نام خیام و عطار، بخشی از تاریخ ادبی ایران را به گردشگر عرضه میکند.
بنابراین، شعر و ادب پارسی را میتوان یکی از گنجینههای مهم گردشگری فرهنگی ایران دانست. مطالعه آثار ادبی پیش از سفر، نگاه گردشگر را عمیقتر میکند و باعث میشود مکانها نه فقط دیده که درک شوند. از سوی دیگر، سفر به سرزمینهای ادبی میتواند علاقه انسان را به مطالعه و شناخت فرهنگ افزایش دهد. در جهانی که گردشگری روزبهروز بیشتر با فرهنگ و هویت جوامع پیوند میخورد، توجه به میراث ادبی پارسی میتواند راهی برای معرفی تاریخ، هنر، زبان و فرهنگ ایرانی به مردم ایران و دیگر ملتها باشد. به این ترتیب، سفر در ادبیات پارسی فقط حرکت در جادهها نیست سفری است از دیدن به شناختن و از شناختن به تجربه کردن.
منابع:
۱. سعدی، مصلحالدین. گلستان سعدی. به تصحیح غلامحسین یوسفی. تهران: خوارزمی.
۲. سعدی، مصلحالدین. بوستان سعدی. به تصحیح غلامحسین یوسفی. تهران: خوارزمی.
۳. مولانا جلالالدین محمد بلخی. مثنوی معنوی. به تصحیح رینولد نیکلسون. تهران: انتشارات امیرکبیر.
۴. حافظ، شمسالدین محمد. دیوان حافظ. به تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: انتشارات زوار.
۵. فردوسی، ابوالقاسم. شاهنامه فردوسی. به تصحیح جلال خالقی مطلق. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
۶. ناصرخسرو قبادیانی. سفرنامه. به تصحیح محمد دبیرسیاقی. تهران: زوار.
۷. سپهری، سهراب. هشت کتاب. تهران: انتشارات طهوری.
۸. زرینکوب، عبدالحسین. با کاروان حله. تهران: انتشارات علمی.
۹. شفیعی کدکنی، محمدرضا. موسیقی شعر. تهران: آگاه.
۱۰. ریچاردز، گرگ. گردشگری فرهنگی: جهانیشدن و هویت فرهنگی. ترجمههای پارسی موجود.
۱۱. یونسکو (UNESCO). منابع مربوط به میراث فرهنگی، ادبی و گردشگری فرهنگی.